امشب شب عجیبیه تا حالا انقدر دلم نگرفته بود
احساس پوچی میکنم تو زندگی .امروز بارون و برف عجیبی تو تبریز بود
همون لحظه هم من بیرون بودم چقدر خوب زیر بارون گریه کردم
کاش میشد همیشه دستای غزاله رو داشتم کاش ...
دلم براش تنگ شد با اینکه دیروز کلی حرفیدیم
هعی خدا روزگار بدیه خیلی بد خدایا کمکم کن 
18 بهمن سال 1394 ساعت 22:33
«این روزها سلامت عقل و دل جنبه ی آماری ندارد»
در اقلیتم و دیوانه ترینم می خوانند
غیر متعارف زیرا که با متعارف های امروزی همسویی ندارم
می گویند انتظار از تو سنگ می سازد
آری، شاید
اما قالب سنگی آغوشـم هم اندازه ی پـهنای شانه ها و تن ... خواهد شد
... جای تو همیشه امن است، گرمتر از هر آغوشی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای گلم
فردا هم که 22 بهمن هست به همتون تبریک میگم
البته نه که از الان جامعه خوشم میاد
اما خوبه که زیر استکبار خارجی ها نیستیم و امیدوارم
روزی ایران تبدیل به کشوری شه که همه راضی باشن
امروز روز بسیار خوبی بود و خداروشکر لااقل استرس نداشتم
البته گوش شیطون کر خخخ
با غزالم حرفیدم و به امید خدا سال بعد کلی کار داریم یکی از اون کارا
گرفتن فوق دیپلم هست و ثبت نام برای کارشناسی
دومش اینه که بپرسم برم تهران بهمن ماه سال بعد برای ثبت نام دانشگاه
و شایدم حتی ازدواج اگه خدا بخواد و مشکلمون حل شه
دوستان در کل امیدوارم سال خوبی رو گذرونده باشید
و سالی که داره میاد بهترین سال عمرتون باشه
با تچکر از همه
1394/11/21
سلام دوستان گلم حالم یه جورایی خوبه با اینکه یکم خستم
کارم سنگین بود امروز خب بریم سراغ یکی از کامنتای دوستامون
نوشتن که وبلاگ صورتی پسر ندیده بودیم که دیدیم
خب یه مورد هست این وبلاگ مختص من نیست فقط دوما
شما فردا ازدواج کنید خب اتاقتون رو شوهرتون بر اساس خودش درس میکنه ؟
گر چه غزاله هم صورتی دوس نداره اما من شکل قالب رو دوست میدارم
فدای همتووووووووووووووووون
روزا خیلی خوب پیش میره منم امروز انتخاب واحد دانشگام بود
خداروشکر مهر ماه فاغ و التحصیل میشم
و میریم برای لیسانس به امید خدا
فدای همتون عشقین
1394/11/24










