
خدایا ...
این روزها کمی بیشتر هواست به من باشد...
هنوز زمستانت نیآمده است ...
ولی ....
اینجا دلی یخ زده است ...
خدایا ...
برای دلم امن یجیب بخوان ...
تا شاید این قلب نا آرامم، آرام گیرد ...
میبینی خدایــــا....
چقدر ساده ام ...
که فکر میکنم اگر نباشم ....
دلی برایم تنگ میشود ...
ولی ...
اگر نباشم ، فقط نیستم همین ...
خدایا هم اکنون من پر از هیچم ....
پس تو نقطه های روشن ایمانم باش ...
خدایا ...
من یک عذر خواهی به خودم بدهکارم ...
برای اینکه انسان بودم ...
برای اینکه ساده بودم ...
خدایا مرا بخاطر انسان بودنم ببخش ...
در پایان حرفهایم ...
خدایا از تمام این دنیایت ...
فقط ...!!!!
انســــــــانم آرزوست ...

امسال آنقدر خود را با مشغله هایم مشغول کرده بودم که
مجالی برای دلتنگیهایم نمانده بود
ولی باز امشب دیوانه گیم بالا زده است...
نه سکوت نه موسیقی هیچ چیز آرامم نمی کند...
بازآمده ام بنویسم ...
آمده ام این ذهن پر از پوچی را در این صفحه سیاه خالی کنم...
انگار امسال هوای نبودنت سردتر است ...
دستانم توان نوشتن ندارد...
انگار تمام خاطراتم یخ زده است...
من سردم است ...
گویی خیال بودنت هیچ گاه گرمم نخواهد کرد...
میدانی ...
زخمهای من همه از عشق است...
چرا این روزها دروغگوها مهربانند و شیادها عاشق...
این روزها قد عشق به رختخواب می رسد...
خدایا این روزها از آدم ها دلگیرم...
از خیانت ها ...
از نگاههای پر هوس...
از عشق های پوچ...
خدایا در این روزهای ناآرام ...
پناه دل بی قرارم باش...
در پایان حرفهایم...
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
باور نمیکنم اینک بی توام
هنوزدر حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم...
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
در قاب این آیینه ها خود را نمی بینم
چیزی به جز یک بهت بی معنا نمی بینم
دنیا به زشتیهای پلک فهم من خندید
شاید شبــیه مردم دنـیا نمی بینم
گنجشک روحم لابلای شاخه ها یخ زد
نه ! سنگ هم در دست آدمها نمی بینم
تصویری از تبعیض سرد چشمها آری
در این برودت ذرهای گرما نمی بینم
در منطق این نیمه آدمهای قلابی
جایی برای عشق هم حتی نمی بینم
30 ثانیـــه زمان کمـــی نیست . . .
هزار بـــــار می شود پلک زد ،
شصت بـــار می شود گفت “ دوستت دارم “
متن عاشقانه دوستت دارم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
هر کسی رو می تونستم دوست داشتـــه باشم . . .
اگــــــــر ،
دوست داشتــن را از ” تـــــو ” شروع نمــی کردم . . .
متن دوست داشتن
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
زیبــــا آنگونــــه عاشقـــم کـــه . . .
حرمت مجنــــون را ، احســـاس می کنم . . .
آنگـــونه عـــاشقم که نیستـــان را یکجـــا هوای زمزمه دارم . . .
آنگونــــه عـــاشقم که ،
هــــر نفســـم شعـــر است . . .
“ زیبـــــــا “
چشم تــو شعر است
چشم تــو شاعـــر است
مــــن دزد شعر های چشــــم تـــو هستم . . .
زیبـــــــا . . .
کنــــار حوصلـــه ام بنشین . . .
بنشیـــن مـــرا به شط غزل بنشان ،
بنشان مـــرا به منظره ی عشق
بنشان مـــرا به منظره ی باران
بنشان مــــرا به منظره ی رویـــش . . .
مــــن سبـــز می شوم !
ژیبا ستاره های کلامت را در . . .
لحظه هـــای ساکت عاشق ،
بر مــــن ببــــار . . .
بر من ببار تا کــه برویـــم بهـــار وار . . .
چشـــم از تـــو بود و عشق بچرخانم ،
بـــر حـــول ایـــن مــــدار

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟
دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را…
گفتند : عشقت کیست؟
گفت:عشقی ندارم!
خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟
گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،
وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،
میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش
فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…
گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ،
اگر ترکت کرد چه…؟
اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم…
















