
اگه خیانت نکردم فکر نکن نمیتونستم .... اتفاقا خیلیا دورو برم بودن
اگه خوب بودم فکر نکن خوبی از خودت بود ....خوبی تو ذاتم بود
اگه بردمت بالا فکر نکن چیزی بودی ....میخواستم هم قد خودم شی
اگه تک پر بودم فکر نکن پریدن بلد نبودم .... فقط میخواستم با تو بپرم
اگه واسه دیدنت لحظه شماری میکردم فکر نکن خیلی شاخ بودی .... به دلم که تنگ بود احترام میذاشتم
اگه دلمو فقط به تو دادم فکر نکن تو عالی بودی ....دلم راضی نمیشد
اگه اگه اگه ....
خلاصه اگه حالا دارم فراموشت میکنم فکر نکن واسم اسونه.... خودت موندن رو واسم سخت کردی که مجبور شدم اسون برم
برای تمام راه های نرفته
برای تمام بی راه های رفته
ببخش بگذار احساست قدری هوایی بخورد
گاهی بدترین اتفاق ها هدیه ی زمانه و روزگارند
تنها کافیست خودمان باشیم !
که خود را برای تمامی این بی راه رفتنمان ببخشیم
و به خودمان بیائیم
تا خدا تمامی درهای که به خیال باطلمان بسته را به رویمان باز کند.
خطاهایت را بشناس.
انها را پذیرا باش و تنها بین خودت و خدایت نگهشان دار
این دنیا نامحرم بد دل
نامحرم نامروت زیاد دارد !
تا دست خدا هست. تا مهربانیش بی انتهاست
تا می گویی خدایا ببخش
به دورت می گردد و می بوستت و می گوید جانم چه کرده ای مگر ؟
دیگر تو را چه نیاز به ادمها ؟
زیبا بمان و بگذار با دیدنت
هر رهگذر نا امیدی
لبخندی بزند رو به اسمان و زیر لب بگوید
هنوز هم می شود از نو شروع کرد...!

در قاب این آیینه ها خود را نمی بینم
چیزی به جز یک بهت بی معنا نمی بینم
دنیا به زشتیهای پلک فهم من خندید
شاید شبــیه مردم دنـیا نمی بینم
گنجشک روحم لابلای شاخه ها یخ زد
نه ! سنگ هم در دست آدمها نمی بینم
تصویری از تبعیض سرد چشمها آری
در این برودت ذرهای گرما نمی بینم
در منطق این نیمه آدمهای قلابی
جایی برای عشق هم حتی نمی بینم
لذت دنیا...
داشتن کسی ست
که دوست داشتن را بلد است.
به همین سادگی...!
این روزها
گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید!
اما فهمش...
یکی از سخت ترین کارهای دنیاست
سخت است اما زیبا!
زیباست
برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی
تا بفهمی و بفهمانی...
هر دوره گردی لیلی نیست...
هر رهگذری مجنون...
و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد!
تا بفهمی و بفهمانی...
اگر کسی امد و هم نشینت شد
در چشمانش باید
رد اسمان رد خدا باشد
و باید برایش
از من گذشت
تا به
ما رسید...
(فریدون مشیری)
دوست داشتن های این زمونه یک دروغ بزرگ هست

آدم های کثیف!
بله! معادله ی مجهولی نیست! ارمغان دنیای کثیف ، آدم کثیفه! و هدیه ی آدم کثیف ، دنیایی کثیف تر!
دنیای کثیفی! که به خودش قانع نیست!
آدم های کثیفی که به خودشون قانع نیستند!
به یکی قانع نیستند!
جشن هوسرانی ها در کالبد هائی که بطنی پاک و فطرتی خدائی دارند!
دوست داشتم سکته کنم!
شاید هم داشتم که این کار رو می کردم! داشتم سکته می کردم! فکم برای چندین لحظه بی اختیار تکان خورد!
گوئی که سردم شد!
یکباره سردم شد! و بعد داغ شدم! سرم داغ شد! چشمانم دوست می داشت که آتش فشان اشک باشد!
"منم دوست دارم که ...."
چقدر از هوائی که تنفس می کنم ، دلخورم!
این نخستین باری است که دلخوری در وجودم نهادینه می شود! کینه می شود! آی ای خدا! کینه در من راه جسته است!
گمشید! دور بشید از من!
باید فرار کنم!
باید به ابدیت فرار کنم! بی آنکه به او پیوسته باشم!
مانائی در یادها ، وقتی یاد آلوده است به کینه و نفرت! آه... نفرت! چقدر از تو گریزانم! چقدر از تو فرار می کنم! چقدر زشتی تو مرا آزار میدهد!
این مانایی چه حاصل دارد! جز نامرادی ایام!
از شاخک های سوسک هم چندشم نمی شود! وقتی با محبت به سوسک نگاه می کنم! او را نمی کشم! حتی اگر بر روی دهانم راه برود! تنبیه او فقط بدرقه اش به بیرون است!
گفتم بیرون!
مدتی بود که به بیرون آمده بودم!
پیش از آن ، وقتی که در درون بودم ، هیچ وقت نفرت و کینه را تجربه نمی کردم!
بگوئید... ، به من بگوئید!
آیا نباید به بیرون می آمدم؟
بیرون یک واقعیت است! باید این را بفهمم و بپذیرم! بیرون یک واقعیت است! هرچند تلخ و جانفرسا!
به من بگوئید! بگوئید!
آدم های کثیف! دنیای کثیف! آیای اینها واقعیت هستند! آبا باید به این خو کنم؟!
یک دقیقه سکوت …
به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند!
به خاطر امید هایی که به نا امیدی مبدل شدند.
به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کردیم!
به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد!
به خاطر چشمانیکه همیشه بارانی ماندند!
یک دقیقه سکوت!
به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!
بخاطر صداقت که این روز ها وجودی فراموش شده است!
بخاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!
یک دقیقه سکوت به خاطر حرف های نگفته!
برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد....
دقت کردین تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش ؟؟؟
.
.
تا حالا دقت کردین همیشه بامیه زود تموم میشه و زولبیا زیاد میاد ؟
.
تا حالا دقت کردین جمله :
(با تمام احترامی که واستون قائلم)
استارتی است برای قهوه ای کردن طرف مقابل ؟
.
.
دقت کردید تو دستشویی شیر آبو نیم دور می پیچونی کل آب شهر ازش میپاشه به در و دیوار و سر و صورتت ، حالا ۱۷ دور باید بتابونی تا بسته شه ؟
.
.
دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملا ر.ی.د.ی.م ؟
.
.
تا حالا دقت کردین راننده تاکسی هایی که بیشتر باهات گرم میگیرن و حرف میزنن ، کرایه بیشتری میگرن و تو هم روت نمیشه چیزی بگی ؟
.
.
یادش بخیر زمانی بود که یک دستگاه ویدیو آیوا 101 داشتیم .توی کمد لباس خونمون قایم میکردیم یواشکی آخر شب بیرون میاوردیمش با همه فامیل ودر و همسایه باهاش فیلم هندی و فیلم ایرانی قدیمی میدیدم هفته ای هم دست یکی بود . دیگه از رد وبدل کردن فیلم هیچی نمیگم سازمان سیا و موساد هنوز تو کفش موندن ما چطوری این کارو میکردیم . گانگستری بودیم برای خودمون. اونهایی که یادشونه محکم لایکو بکوبونن( نماینده یه نسل سوخته وته گرفته)























